جلال الدين الرومي
253
فيه ما فيه ( فارسى )
فصل خلق آدم على صورته 395 . آدميان همه مظهر مىطلبند . بسيار زنان باشند كه مستور باشند امّا رو باز كنند نامطلوبى خود را بيازمايند ، چنانكه تو استره را بيازمايى . و عاشق به معشوق مىگويد « من نخفتم و نخوردم و چنين شدم و چنان شدم بىتو . » معنيش اين باشد كه « تو مظهر مىطلبى ، مظهر تو منم . » تا به او معشوقى فروشى . و همچنين علما و هنرمندان جمله مظهر مىطلبند . كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف . خلق آدم على صورته اى على صورة احكامه . احكام او در همه خلق پيدا شود . زيرا همه ظلّ حقّند و سايه به شخص ماند . اگر پنج انگشت باز شود سايه نيز باز مىشود و اگر در ركوع رود ، سايه هم در ركوع رود و اگر دراز شود هم دراز شود . پس خلق طالب طالب مطلوبى و محبوبىاند كه خواهند تا همه محبّ او باشند و خاضع ، و با اعداى او عدو و با اولياى او دوست . اين همه احكام و صفات حقّ است كه در ظلّ مىنمايد . غاية ما فى الباب . اين ظلّ ما از ما بىخبرست ، امّا ما باخبريم و ليكن نسبت به علم خدا اين خبر ما حكم بىخبرى دارد ، هرچه در شخص باشد همه در ظلّ ننمايد جز بعضى چيزها ، پس جملهء صفات حق در بن ظلّ ما ننمايد ، بعضى نمايد كه وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا « * » .
--> ( * ) سورهء اسراء آيهء 85